ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

84

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

الف : فراوانى بيماريهاى اخلاقى وگرفتار شدن به عادتهاى زشت از قبيل : غش در معاملات ، بيمارى حسد ، دشمنيها ، خود پسنديها ، كبر ، غرور وجز اينها . ب : مراد از علل نفوس : صورتهاى واقعي عمل به منكرات است ، از باب مثال : هر گاه شخصي گناهى را مرتكب مىشود عقيدة وانديشهء فاسدى را به وجود آورده است . 8 - از تعطيل شدن حق ، هر چند بزرگ ومهم باشد ، براي كسى وحشت وناراحتى پيدا نمىشود ، وعلت آن عادت كردن مردم به پايمال شدن حقوق وتعطيل احكام الهى است ، ودر مقابل نيز اگر بزرگترين گناهان وكارهاى باطل صورت گيرد ، احساس مسئوليت نمىشود ، زيرا همگانى است ومطابق هوسهاى عموم انجام يافته است . 9 - نيكان خوار مىشوند ، زيرا حق با تعطيل شدنش خوار شده است وآنها هم كه أهل حقّند ، خوار مىشوند . 10 - بدها پس از آن كه در دولت وعزت حق خوار بودند به دليل آن كه أهل باطلند ، با عزّت يافتن باطل ، عزّت وبها پيدا خواهند كرد . 11 - مردم به دليل خارج شدن از أطاعت وعبادت خداوند ، دچار بزرگترين كيفرها ومجازاتها خواهند شد . امام عليه السلام پس از آن كه پى آمدهاى فرمانبردارى ونافرمانى خداوند سبحان را بيان كرده ، مردم را توصيه فرموده است كه يكديگر را براي عمل كردن به حق وكمك به آن ، سفارش وتشويق كنند . ( 51337 - 51298 ) فليس أحد . . . من الطاعة له ، در اين عبارت امام عليه السلام دستور خود را در بارهء امر به أطاعت پروردگار تأكيد ومبالغه فرموده وچنين بيان مىكند كه از ميان مردم ، كسى كه بتواند حق أطاعت الهى را ادا كند بسيار اندك است ، اگر چه براي انجام دادن كارهاى عبادي كه باعث خشنودى خداوند متعال مىشود ، سعى فراوان